تبليغاتX
دست نوشته های آبی من! -

دست نوشته های آبی من!

به کلبه آبی خودت خوش اُمدی!

 

 

واي عجب هفته گندي بود.....كاش زود بگذره خلاص شم از شرش....يه عالمه ترجمه نا تموم’ تايپ نكرده’ .....يه عالمه برگه ’ تحقيق لامسب....شبا بايد كابوس دونه دونش’ ببينم.....چقدر اين دو سه هفته داره بهم سخت مي گذره، پرس شدم.....تازه كلي بداخلاق هم شدم....به زمين’ زمون بدو بيراه مي گم....عزيزترين كَس زندگيم’ از خودم ميرنجونم.....دوست’ رفيق حاليم نيست....مرام دوستي هم يادم رفته....اين همه فشار روحي....بعيد مي دونم بتونم جون سالم.....چقدر اذيت شدم.....خلاصه مثه خر توو گل گير كردم....يه جريانايي هم شده چاشني اين همه گرفتاري....جالب اينجاست كه هيچ راه پس’ پيش هم ندارم...يه دل پر از اين زمونه نامرد ’ يه عالمه سوال بي جواب......حال’ روز دوستام هم طوفاني تر از منه....خلاصه مونديم كه با اين همه مشغله فكري چه خاكي.......

 

+ نوشته شده در  Thu 1 Dec 2005ساعت 5:47 PM  توسط abitarin_2khtar  |