تبليغاتX
دست نوشته های آبی من! -

دست نوشته های آبی من!

به کلبه آبی خودت خوش اُمدی!

 

 

 

آخرای زمستونه....هوا خیلی سرد...خیلی سرد.دو تایی کنار آتیش می شینیمُ گریه می کنیم.آتیش اما بلد چطوری اشکارُ پاک کنه که جاش نسوزه....اما دلم میسوزه...یاد لبخند های همیشگی مون میافتم....حالا وقت بازی....قایم موشک....تو دور می شی....ی جایی همین نزدیکیا...شاید اصلا توی دستای گرمُ کوچیکم.دستام مثه دو تا بچه خیلی بازیگوشن....می آن روی دستات میشینن ُ بعد دنبال هم می دوَََََََن.....صدات میاد اما نفسات خیلی دور..اینقدر که باد میادُ سردم میکنه.درست مثه وقتایی که خداحافظی میکنیم و یادم می آد هنوز چقدر دلم برات تنگ شده....چقدر دلم میحواد باهات حرف بزنم.چرا صدات میکنم ،نمیای.....چرا پیدا کردنت برام مشکل شده...؟خوابم نمی بره....آتیش داره خاکستر میشه...سازدهنی هم گریه میکنه،شاید مثه من، شاید مثه تو ..داد میزنم و این قدر بلند داد میزنم که حتی نمیشنوم چی میگم....بعد میخوابم،تو می شینی این طرف و من میشینم اون طرف،ی شیشه ولی بینمون هست...برات دست تکون میدمُ تو از خیلی دور بهم لبخند میزنی،بعد کم کم شیشه بخار میگیره،اینقدر که روش لالایی مینویسم.لالایی هایی که در باد میرقصیدند و شقایق ها رو نوازش میکردند...حالا دیگه خبری از هیچ کدوم نیست.و من که رهاییمُ فراموش کردم...نمیدونم این چیه در تمام تنم..دلتنگی ....آروم میگیرم....خیال بودن یا نبودنت درست مثه تپش قلب میادُ میره.از خواب میپرم ،یادم نمیاد این چندمین بار بود که خوابت رو دیدم....بالش رو میزارم لب پنجره...خوب که خیس شد بهش پوزخند میزنم میگم دیدی تو هم مثه من گریه میکنی؟نه چشمک ستاره ها رو دیگه میبینم نه پلکم برای غریبه ای می پره.هزار اطلس اشک در ساحلی که آخرین بار دیدمت داره موج میزنه...ولی دیگه نمیبینم.مردنُ زندگی تنها دروغیه که هر روز فریبمون میده....و من در هر لحظه ات میمیرمُ زنده میشم.اونقدر روی شن های ساحل قدم میزنم تا ی روز بهم سر بزنی... ده بیست سی چهل پنجاه شصت هفتاد... نیومدی...تا اینکه خود سپیده هم بازیم شد.کم کم ستاره و نسترن و اقاقی هم آمدند.حالا دیگه قصه عشق کوتاه نرگس شیرازی و میخک رو یاد گرفتم و پای درد دل های شمعدونی و شب بوها نشستم.هنوز چشم گذاشتم...تا ی روز بیایی...... هفتاد، هشتاد،نود .صد.بيام؟  نیومدی؟.....!

+ نوشته شده در  Sat 15 Apr 2006ساعت 6:3 PM  توسط abitarin_2khtar  |